close
تبلیغات در اینترنت
حالا که من تنها شدم قدر چشاتو میدونم

ياداشت هاي مهندس جوان

  غرور نذاشت بهت بگم قد خدا دوست دارمحالا نشستم یه گوشه دارم ستاره میشمارم تنهایی عین یه تبر شکسته برگ و ریشه موسوزونده آفت غرور از حالا تا همیشه مو   اگه بهت گفته بودم حالا تو مال من بودیمن تو خیال تو بودم تو تو خیال من بودی کاشکی میون من و تو تو اون روزا حصار نبودهیچی میونمون به جز دلای بی قرار نبود انگار که تقدیر نمی خواست تو در کنار من باشیمنم بهار تو باشم تو هم بهار من باشی یه خلوت ساکت و سرد انگار اسیرمون شدهنمیشه فکر دیگه کرد ما خیلی دیرمون شده تو رفتی و حالا دیگه اونور دنیا خونتهانگار…