close
تبلیغات در اینترنت
طنز

درباره سایت


    سلام به وب من خوش آمدید دوستان و همراهان عزیز از اینکه مهمان این وب هستید بسیار سپاسگزارم منتظر نظرات سازنده ی شما دوستان هستم

آمار سایت

    آمار مطالب
    کل مطالب : 1571
    کل نظرات : 117
    آمار کاربران
    افراد آنلاین : 5
    تعداد اعضا : 674
    کاربران آنلاین

    آمار بازدید
    بازدید امروز : 1,623
    باردید دیروز : 1,937
    گوگل امروز : 22
    گوگل دیروز : 26
    بازدید هفته : 8,190
    بازدید ماه : 39,873
    بازدید سال : 239,485
    بازدید کلی : 1,632,614

اطلاعات کاربری


    عضو شويد

    نام کاربری :
    رمز عبور :

    فراموشی رمز عبور؟

    عضویت سریع

آرشیو

کاربران

اوقات شرعی

محاسبه قبوض

نوبت دهی اینترنتی

شبکه های اجتماعی



خدمات اینترنتی




پشتیبانی

منو های سایت

آخرین ارسال های انجمن

بادکنک عشق


 

در سمیناری به حضار گفته شد اسم خود را روی بادکنکی بنویسید.
همه اینکارو انحام دادند و تمام بادکنک ها درون اتاقی دیگر قرار داده شد.

 


ادامه مطلب
درباره : طنز ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : شادی , در سمیناری به حضار گفته شد اسم خود را روی بادکنکی بنویسید. , نتیجه اهمیت دادن به دیگران , باهم بودن , کمک به هم دیگه , داستان بادکنک , اسم خود رو روی بادکنک بنویسید , داستان آموزنده , داستان طنز ,
بازدید : 133
تاریخ : پنجشنبه 17 اسفند 1396 زمان : 22:38 | نویسنده : admin | نظرات ()

داستان زیبای پسرک وخدمتکار


 

در روزگارى که بستنى با شکلات به گرانى امروز نبود ، پسر١٠ ساله‌اى وارد

قهوه فروشى هتلى شد و پشت میزى نشست . خدمتکار براى سفارش

گرفتن سراغش رفت .

 


ادامه مطلب
درباره : طنز ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : داستان طنز , داستان زیبای پسرک , داستان زیبای پسرک وخدمتکار , داستان زیبای بزرگی , داستان زیبای پسرک و خدمتکار در روزگاری که بستنی با , داستان خواندنی پسرک و خدمتکار , داستان های کوتاه جذاب و خواندنی , داستانهای خنده دار , داستان های آموزنده ,
بازدید : 298
تاریخ : چهارشنبه 22 آذر 1396 زمان : 14:54 | نویسنده : admin | نظرات ()

داستان کوتاه یک مشت شکلات


 

دختر کوچولو وارد بقالی شد و کاغذی به طرف بقال دراز کرد و گفت: مامانم

گفته چیزهایی که در این لیست نوشته بهم بدی، این هم پولش.

 


ادامه مطلب
درباره : طنز ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : داستانهای خواندنی , داستانهای خنده دار , داستان های بامزه و خنده دار , داستان طنز , داستان های طنز کوتاه و خنده دار جدید , طنز و داستان های جالب , داستان زیبای یک مشت شکلات , داستان کوتاه و زیبای یک مشت شکلات , یک مشت شکلات , داستان طنز کوتاه , داستان هاي كوتاه طنز ,
بازدید : 219
تاریخ : دوشنبه 13 آذر 1396 زمان : 21:39 | نویسنده : admin | نظرات ()

داستان بیسکویت و فرودگاه


 

یک زن جوانی درسالن فرودگاه منتظر پروازش بود.چون هنوز چند ساعت به

پروازش باقی مانده بود تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی راخریداری کند

 


ادامه مطلب
درباره : طنز ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : داستان طنز , دست نوشته های من , داستان پندآموز و زیبای بیسکوییت های زندگی , خاطره بیسکویت , حكايت و داستان كوتاه , داستان های کوتاه جذاب و خواندنی , داستان طنز لحظه های عاشقانه , داستان های طنز , حکایت و داستان , طنز و داستان های جالب ,
بازدید : 217
تاریخ : پنجشنبه 02 آذر 1396 زمان : 8:51 | نویسنده : admin | نظرات ()

تست هوش قدیمی ولی جالب


 

سوأل اول :
فرض کنید در یک مسابقه دوی سرعت شرکت کرده اید. شما از نفر دوم

سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟

 


ادامه مطلب
درباره : طنز , آیا میدانید(سرگرمی) , معما ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : معماي مسابقه دوي سرعت , فرض کنید در یک مسابقه دوی سرعت شرکت کرده اید , تست هوش , معما جالب , قدیمی ولی جالب , داستان طنز ,
بازدید : 163
تاریخ : دوشنبه 27 شهريور 1396 زمان : 8:43 | نویسنده : admin | نظرات ()

داستان آسایشگاه


 

در خیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت , گفت آقا ببخشید, مادر من

تو اون آسایشگاه روبرو نگهداری میشه, من روم نمیشه چشم تو

چشمش بشم چون زنم مجبورم کرد

 


ادامه مطلب
درباره : طنز ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : داستان طنز , داستان کوتاه طنز پیرزن آسایشگاه سالمندان , داستان های جالب و خنده دار , داستان های باحال و خنده دار , داستان هاي كوتاه طنز , داستان کوتاه طنز , داستان کوتاه و آموزنده آسایشگاه ,
بازدید : 194
تاریخ : چهارشنبه 15 شهريور 1396 زمان : 0:35 | نویسنده : admin | نظرات ()

راز جعبه کفش


 

زن وشوهری بیش از 60سال با یکدیگر زندگی مشترک داشتند. آنها همه

چیز را به طور مساوی بین خود تقسیم کرده بودند. در مورد همه چیز با

هم صحبت می کردند و...

 


ادامه مطلب
درباره : طنز ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : داستان راز کفش ها , داستانهای کوتاه طنز , راز یک جعبه کفش , داستان کوتاه , داستان کوتاه و طنز راز جعبه کفش , داستانک راز یک جعبه کفش ,
بازدید : 200
تاریخ : چهارشنبه 08 شهريور 1396 زمان : 20:59 | نویسنده : admin | نظرات ()

تست هوش(جواب در 3 ثانیه)


 

توجه داشته باشید که باید بدون مکث جواب بدید. فقط 3 ثانیه هر سوال


1) یک فروند هواپیما در مرز آمریکا و کانادا سقوط می کند. بازماندگان از

سقوط را در کجا دفن می کنند؟

کانادا – آمریکا – هیچ کدام

 


ادامه مطلب
درباره : طنز , آیا میدانید(سرگرمی) , معما ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : فقط 3 ثانیه هر سوال , یک فروند هواپیما در مرز آمریکا و کانادا سقوط می کند , تست هوش , آیا می توانید از منزلتان بالاتر پرش کنید؟ , داستانهای کوتاه طنز , سوالات هوش برای افراد باهوش , تست هوس 3 ثانیه ای , معما و تست هوش , مطالب تست هوش , تست هوش با جواب , تست هوش چند گزینه ای , سوالات تست هوش با جواب , هوش خود را تست کنید , بهترین سوالات هوش همراه با جواب , یک کیلوگرم آهن چند گرم سنگین تر از یک کیلو گرم پنبه است؟ , سوالات هوشی , معما های پیچیده و تست هوش تصویری جالب با جواب , سوال های تست هوش با جواب های باور نکردنی , هرچی که بخوای ,
بازدید : 173
تاریخ : یکشنبه 05 شهريور 1396 زمان : 22:44 | نویسنده : admin | نظرات ()

خدا چه می خورد؟


 

حکایت است که پادشاهی از وزیرخدا پرستش پرسید:بگو خداوندی که تو

می پرستی چه می خورد، چه می پوشد ، و چه کار می کند و اگر تا فردا

جوابم نگویی عزل می گردی. وزیر سر در گریبان به خانه رفت .

 


ادامه مطلب
درباره : طنز ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : خدا چه میخورد؟ , حکایت خواندنی , خدا چه می خورد و چه می پوشد و چه می کند؟؟ , خدا چه میکند؟! , داستان طنز , حکایت طنز وزیر , حکایت است که پادشاهی از وزیرخدا پرستش پرسید ,
بازدید : 207
تاریخ : جمعه 27 مرداد 1396 زمان : 11:48 | نویسنده : admin | نظرات ()

استاد ....


 

مردی می خواست تا یک طوطی سخنگو بخرد،
طوطی های متعددی را دید و قیمت جوان ترین و زیباترین شان را پرسید.
فروشنده گفت: "-این طوطی؟ سه چهار میلیون! ... و

 


ادامه مطلب
درباره : طنز ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : شعر ظنز , داستان کوتاه طنز , داستان طوطی , مردی می خواست تا یک طوطی سخنگو بخرد , داستان کوتاه , شعر , داستانهای کوتاه طنز ,
بازدید : 165
تاریخ : چهارشنبه 04 مرداد 1396 زمان : 21:22 | نویسنده : admin | نظرات ()

حکایت چهار دانشجو‎


 

چهار دانشجو شب امتحان به جای درس خواندن به مهمونی و خوش گذرونی رفته بودند

و هیچ آمادگی برای امتحانشون رو نداشتند. روز امتحان به فکر چاره افتادند.

 


ادامه مطلب
درباره : طنز ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 1

برچسب ها : داستان طنز , حکایت چهار دانشجو چهار دانشجو شب امتحان , حکایت و داستان , داستانهای کوتاه طنز , چند داستان کوتاه فکاهی و حکایت طنز , چند حکایت طنز و خواندنی , داستان هاي كوتاه اموزنده , حکایت طنز و خنده دار ,
بازدید : 187
تاریخ : شنبه 24 تير 1396 زمان : 22:51 | نویسنده : admin | نظرات ()

موضوعات

نظرسنجی

    دانشجو یا فارغ التحصیل چه رشته ای هستید؟




    نظرشما درباره وبسایت ؟




لینک دوستان

تبادل لینک هوشمند

    تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان یاداشت های مهندس جوان وآدرس http://farshadfotouhi.ir/ لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

    عنوان :
    آدرس :
    کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد

جستجو


کدهای اختصاصی


    x بستن پنجره
    تبلیغات

لینک های ورزشی